یکشنبه , ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » بخشعلی قنبری

بخشعلی قنبری

صدر زاده

وقتی صحنه اصابت تیر قساوت بر قلب شهید صدرزاده را دیدم، از جان و دل بر متحجران کوردل مدعی دین، لعن و نفرین فرستادم و از اینکه در واژه انسان با آنان اشتراک دارم بس شرمنده گشتم. دل رئوف صدرزاده را می‌­شناسم آن روزهایی که برای دیر رسیدن به کلاس از من عذرها می‌خواست بزرگوارانه و با رأفت. آه چگونه ... بیشتر بخوانید »

به یاد شهید عسگر خلفی

شهید-عسگر-فرج-خلفی لستاندارد 1

روز ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۴ هرگز فراموشم نمی‌شود زیرا در این روز معلم شهید عسگر خلفی، جان‌به‌جان‌آفرین تسلیم و به آرزوی دیرینش یعنی شهادت دست یافت. با او از دوران راهنمایی آشنا شدم؛ بزرگ بود و با عظمت و چشم و دل سیر و مهرورزی از سر و رویش می‌بارید. او شهید شد و اکنون سالیانی است که در فراقش می‌سوزیم ... بیشتر بخوانید »

فراتر از ظاهر

خانه کوچک

در برخی موارد ظاهر ما با باطن ما می‌تواند هماهنگ باشد اما در بسیاری دیگر از موارد وضعیت این‌گونه نیست و ظاهر ما تنها بخشی از وجود ما را می‌تواند نشان دهد و بخش عظیمی از ما زیر ظاهرمان پنهان بماند. این پنهانی هم یا می‌تواند در امور واقعی و حقیقی باشد یا در امور کاذب و غیر اخلاقی. انسان‌های ... بیشتر بخوانید »

بدرقه برادر به سوی میدان نبرد

برادر

تنها چهار سال و ۳۸ روز از پیروزی انقلاب و دو سال و شش ماه از چنگ صدام علیه ایران می گذشت که در اواخر سال ۱۳۶۲ که من ۱۸ سال داشتم ; که برادرم علی قنبری زمزمه های رفتن به میدان نبرد را در ساعت ۱۱ شب در جاده خاکی روستای قراجه فیض اله از برادرم شنیدم در حال ... بیشتر بخوانید »

دیدار با حسام‌الدین

روز عُرس مولانا 3

در تاریخ آورده‌اند که گاه می‌شد جلال‌الدین به سفر می‌رفتی البته کوتاه و چون می‌رفت دل در گرو حسام‌الدین می‌گذاشتی و نالان همی رفتی در دیار غربت. چون بازگشتی حسودانش حسام‌الدین او می‌پاییدند تا جلال به محض بازگشت نتواند به دیدار حسامش نایل گردد. لیک در خفای دید اغیار خود را به حسام رسانیدی و چون چشمش به حسام افتادی ... بیشتر بخوانید »

آرزوی وصال در روز طبیعت

indexآرزوی وصال در روز طبیعت

شاید بتوان مولانا را از شاعرانی دانست که بخش عظیمی از وجودش را در دل طبیعت می‌جست. شگفتا وقتی هماهنگی طبیعت را می‌دید به یاد حسامش می‌افتاد و در دوری‌اش آهی می‌کشید از سویدای دلش و از خداوند می‌خواست تا او را به حسام شیرین‌وش‌اش برساند دلتنگی‌هایش سخت عذابش می‌داد و از خدا همه‌چیز را انتظار داشت جز دوری و ... بیشتر بخوانید »

تولد حضرت علی(ع) و تولد بهار

بلبل

زمانی که در روستای خود به سر می‌بردم و به رادیوی کوچک همراهم گوش می‌دادم در ایام بهار دم به دم از زبان گوینده می‌شنیدم که فلان شاعر طبیعت را اینگونه وصف کرده است. با خود می‌گفتم عجب شاعران بیکاری بودند مگر طبیعت هم توصیف می‌خواهد!! اما با گذشت زمان به ویژه از زمانی که با علی(ع) و نهج‌البلاغه آشنا ... بیشتر بخوانید »

سفر به شهر یادگاران گمنام؛ قزوین

سفر به شهر یادگاران گمنام؛ قزوین

ما معلم ها خیلی بختیاریم؛ خیلی ثروتمندیم؛ می دانید چرا؟ برای اینکه اگر دیگر ثروتمندان مال دنیا و پول و ماشین و … دارند ما معلمان شاگردانی داریم بهتر از برگ درخت؛ شاگردانی که یک سلام شان را به خیلی چیزها نمی دهیم. کم ثروتی است شاگرد جوانت که تازه به خانه بخت پا نهاده به تو زنگ بزند و ... بیشتر بخوانید »

گلایه‌های دل

ب ق

زمانی فکر می کردم که اگر آدمی به مرز ۴۰ یا ۵۰ سالگی برسد برخی از احساسات را از دست می دهد همان گونه که برخی از توانمندی هایش را از دست می دهد. فکر می کردم چون به این مرز از زیستن برسم دست کم برخی از احساسات دوران نوجوانی و جوانی را نخواهم داشت. به تعبیر بهتر اگر ... بیشتر بخوانید »

تولد مکرر مولا علی(ع)

ب

اولین بار تولد مکرر را در کتاب مواعظ[۱] مایستر اکهارت خواندم. وی در آنجا بهترین انسان را کسی می‌داند که هر روز هزار بار بچه به دنیا بیاورد. در این زاییدن زن و مرد یکسان‌اند. بعد اکهارت تصریح می‌کند که مراد از زاییدن، دعوت خدا به قلب است. این تولدهای مکرر در نسبت به علی(ع) را می‌توان در موارد ذیل ... بیشتر بخوانید »