سه شنبه , ۲۸ آبان ۱۳۹۸
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » بخشعلی قنبری

بخشعلی قنبری

قنبری ب

دلم تنگ است و هر سازی که می بینم غم آهنگ است آی با شمایم کسی اینجا دوا آورد! کسی اینجا نگاه آورد؟ صدایی، نگاهی و یا گرم دست دوست مانندی!! با شمایم! منبع : نجوای بی قرار بیشتر بخوانید »

آب­‌ها از آسیا خواهد افتاد

قنبری ب

  زمانی اخوان ثالث در یکی از اشعارش آورده بود:آب­‌ها از آسیا خواهد افتاد موج‌ها خوابیده‌اند, آرام و رام, طبل توفان از نوا افتاده است. چشمه‌های شعله‌ور خشکیده‌اند آب‌ها از آسیا افتاده است. آب‌ها از آسیا افتاده؛ لیک باز ما ماندیم و عدل ایزدی. آب‌ها از آسیا افتاده؛ لیک باز ما با موج و توفان مانده‌ایم. این قطعات از شعر ... بیشتر بخوانید »

مادر ندیده‌ام «پری»

مادرم 2

مادر ندیده‌ام «پری» نمی‌دانم چرا امروز یک‌باره به یاد مادرم افتادم که البته هیچ‌وقت او را ندیده‌ام و هیچ تصویری از مادر داشتن ندارم و نمی‌دانم که مادرداشته‌ها از چه نعمتی برخوردارند! هیچ نمی‌دانم. اما وقتی برادرم از مادرم می‌گوید، تصور می‌کنم که خانمی قد بلند و شجاع و قهرمان و نترس و خیلی جربزه‌دار بود و دیدگانش را تصور ... بیشتر بخوانید »

سرودی از عشق؛ سروده ای از فریدون مشیری

سرودی از عشق؛ سروده ای از فریدون مشیری

آه زندگی چه اندازه عجیب است و همه چیز در گذر است. وقتی صدای آهنگی را می‌شنوم یک‌باره مرا ۴۵ سال به عقب می‌برد به پستوی زیستن به گذر در تاریخ. به روزگاری که در زمان شاه زندگی می‌کردم و نوجوان ۱۰ ساله‌ای بودم که با خود رادیویی به همراه دارد ولی بسیاری از ترانه‌هایی را که پخش می‌شود نمی‌فهمد ... بیشتر بخوانید »

سرودی از عشق؛ سروده ای از فریدون مشیری

imagesشب، جنگل، تاریکی و خدا

(حتماً آواز استاد محمدرضشجریان را گوش بدهید) بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز بنشینم و از عشق سرودی بسرایم آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال پرگیرم از این بام و به سوی تو بیایم خورشید از آن دور از آن قله پر برف آغوش کند باز همه مهر همه ناز سیمرغ طلایی پر و بالی است که چون ... بیشتر بخوانید »

کشش خوبان (به ­یاد یک سال فراق حاج­ عباس حیدری)

حاج_عباس_حیدری

خوبی در نهاد هر انسانی گذاشته شده و هر انسانی که بتواند این ودیعه الاهی را در خود شکوفا سازد مورد اقبال و استقبال سایر آدمیان قرار خواهد گرفت. اگر انسان­ های نیک روزگاران دیگران را در زمان حیات و ممات خویش جلب و جذب می ­کنند بی مبنا و دلیل نیست بلکه آدمیان به ­خاطر همان وجه مشترکی که ... بیشتر بخوانید »

نوسفری با شاعران سوخته جان

قنبری ب

به شما عزیزان سلام می‌کنم از دل و جان؛ سلامی که با بهار آغشته شده است. سلامی از کسی که بخشی از معنای زیستنش را از حضرت مولانا اخذ کرده و با او پرورده و از چشم او به جهان نگاه کرده است و اینک سالیانی است که با او دمخور شده است. او شاعر نیست اما می‌تواند با صراحت ... بیشتر بخوانید »

محمد استحکامی، لایق شهادت

مادر ندیده‌ام «پری»111

کسی چه می‌داند که وقتی بچه‌ای به دنیا می‌آید چه سرنوشتی خواهد داشت و یا چه سرنوشت یا سرنوشت‌هایی را برای خود و دیگران رقم خواهد زد. محمد استحکامی از پدری به نام مهدی در مورخه ۶۲/۰۴/۱۴ در جهرم به دنیا آمد. هیچ‌کس و هیچ‌کس نمی‌دانست که این بچه روزی و روزگاری سر از حلب، سوریه در آورد و در ... بیشتر بخوانید »

مادر ندیده‌ام «پری»

شب، جنگل، تاریکی و خدا

نمی‌دانم چرا امروز یک‌باره به یاد مادرم افتادم که البته هیچ‌وقت او را ندیده‌ام و هیچ تصویری از مادر داشتن ندارم و نمی‌دانم که مادرداشته‌ها از چه نعمتی برخوردارند! هیچ نمی‌دانم. اما وقتی برادرم از مادرم می‌گوید، تصور می‌کنم که خانمی قد بلند و شجاع و قهرمان و نترس و خیلی جربزه‌دار بود و دیدگانش را تصور می‌کنم که چه ... بیشتر بخوانید »

شب، جنگل، تاریکی و خدا

شب، جنگل، تاریکی و خدا

… و خدایی که در این نزدیکی است لای این جنگل‌ها پای آن سرو بلند … و صدایی که در برکه آب پای آن کوه از آب و گیاه و خدایی که شب‌هاست … و چه احساس عجیب است: تنهایی روز یک‌شنبه مورخ دوم تیر ۱۳۹۸ به‌رسم هر ماه برای تدریس نهج‌البلاغه در شهر زیبای قایم‌شهر بودم. البته در مورخ ... بیشتر بخوانید »