دوشنبه , ۳۰ بهمن ۱۳۹۶
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات » بخشعلی قنبری

بخشعلی قنبری

عکس با پدر در خواب

مرحوم حاج عباس قنبری 1

در شب ششم بهمن ۱۳۹۶ خواب شگفت انگیزی دیدم؛ به این صورت که در جایی تدریس می کردم که پدر نیز آمده بود و مرا از دور نظاره می کرد و من بعد از کلاس به بچه ها گفتم که از من و پدرم عکس بگیرید. در این زمان به ذهنم رسید که پدر سال هاست که از دنیا رفته ... بیشتر بخوانید »

کوه نوردی و اخلاق کوهستان

کوه نوردی

امروز ۲۹ دی ماه به پیشنهاد فرزند مهربانم ساعت ۵/۶ صبح عازم کوه های تهران در توچال شدیم. از همان ابتدا به کوه پیمایی پرداختیم و تا ایستگاه یک رفتیم و بعد از استراحت مختصر راهی ایستگاه دو شدیم و بعد از مدتی به آنجا رسیدیم. علاوه بر استفاده از طبیعت زیبای کوه، نعمت و عظمت خدا همه جا چشم ... بیشتر بخوانید »

من و اذان موذن زاده اردبیلی

من و اذان موذن زاده اردبیلی

اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی برای من نیز مانند بسیاری از ایرانیان خاطره انگیز است. من که تیپ شهودی بالایی دارم به محض شنیدن صدای اذان این موذن صاحب ذوق دلم هوای دهه های پنجاه و شصت را می کند که در روستای قشنگ و پاکیزه مان به سر می بردم و همچنان تصور می کردم که همه عالم و ... بیشتر بخوانید »

سی سال همراهی با یک ناخن گیر

سی سال همراهی با یک ناخن گیر

نگه داشتن اشای قدیمی برای همه انسان ها مهم ولی برای افرادی که دارای تیپ شهودی اند مهم ترند. من از جمله کسانی ام که شهودی محسوب می شوند. دقیقاً یادم است سال ۱۳۶۶ تازه برای تحصیل به تهران و در دانشگاه نهران آمده بودم. وقتی برای دیدار خانواده به روستایمان رفتم پدر به من گفت که فردا شب باید ... بیشتر بخوانید »

اعترافات من

اعترافات من 4

در اسلام عزیز اعتراف انسان به درگاه خدا نه تنها جایز بلکه بسیار پسندیده است و به همین میزان هم اعتراف دربرابر خلق نه تنها غیرمجاز بلکه گناه محسوب می شود اما در عین حال اگر بیان اعترافات باعث بیداری دیگران و موجب سپاسگزاری از دیگران و باعث تنبه و بیداری خود انسان و احیاناً دیگر ابنای بشر بشود جایز ... بیشتر بخوانید »

چوپان نوجوان

چوپان نو جوان 2

در دهه اول زندگی ام هرگاه فرصتی دست می داد و من مدرسه نمی رفتم مجبور بودم گوسفندانمان را به چرا ببرم اما به شدت از گرگ می ترسیدم و در مواقع زیادی قبل از غروب آفتاب آنها را در حالی بر می گرداندم که هنوز سیر نشده بودند؛ زیرا گوسفندان وقتی سیر می شوند ایستاده یا خوابیده به نشخوار ... بیشتر بخوانید »

بهار بی نشاط در فقدان پدر

بهار بی نشاط در فقدان پدر 2

اکنون از ۶ دی ماه ۱۳۸۸ هشت سال گذشت و من از بهار همان سال دیگر بهار به چشم ندیده ام؛ زیرا همه بهارهای بعد از تو بی نشاط بودند و من دیگر مانند سال ۱۳۸۸ و سال های قبل از آن نشاط رفتن به روستای عزیزم را نداشتم و حتا یک بار هم که رفتم و از کنار خانه ... بیشتر بخوانید »

صدای پای حسام

مولانا 2

در تاریخ آورده اند که جلال الدین در حال نگارش نامه ای به یکی از بستگان بود که چرتی بر او غالب شد. در میانه خواب و بیداری بود که صدای پا نهادن کسی به گوشش رسید و چون خوب تامل کرد دانست که صدای گام نهادن حسام عزیز اوست. لختی منتظر شد که برسد یکباره به ذهنش رسید که ... بیشتر بخوانید »

سردار حاج قاسم سلیمانی

سردار سلیمانی 3

سجده شکر بر زمین بساییم که خدا را بندگانی است که آسایش خود را در راحتی و امنیت خلق می دانند. سردار کم نظیر تاریخ ما حضرت سردار یگانه سرلشکر حاج قاسم سلیمانی اینک پوزه داعش خبیث را بر خاک مالید و ملل عالم را از خونخواری وحشیانه نجات داد. به رسم سپاس درودت می فرستیم سردار عزیز به یُمن ... بیشتر بخوانید »

پدر و باغ ویلا

پدر و باغ ویلا 2

شب یکشنبه مورخ ۷ آبان ۱۳۹۶ دم دمای صبح درست ساعت ۵ بیدار شدم و لختی اندیشیدم تا خوابی را که دیده بودم به یاد بیاورم. در خواب دیدم که با پدر گرامی رفتیم به باغی که قبلاً باغ زردآلو بود. رسیدیم به آنجا دیدیم که همسایه سمت راستمان دانشگاهی درست کرده و از بچه‌های روستا خواسته تا در آنجا ... بیشتر بخوانید »