جمعه , ۲۸ دی ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات (برگ 2)

مقالات

غلتیدن روی برگ‌های رنگارنگ پاییزی

برگ

بچه که بودم پاییز برایم معنای شگفت‌انگیزی داشت. روزهای کوتاه پاییزی گوسفندان را برای چرا به باغچه می‌بردم و چون مطمئن می‌شدم که گوسفندان جایی نمی‌روند با بچه‌هایی که در همسایگی باغ‌مان به چراندن چارپایان‌شان مشغول بودند بازی‌های شیرینی می‌کردم که یکی از آنها این بود که درختی را روی دیوار می‌گذاشتیم و در طرفین آن می‌نشستیم و الاکلنگ بازی ... بیشتر بخوانید »

غبار این بیابان

غبار

در تاریخ آورده‌اند روزی حسام را دل از جایی پر بودی که چشمش به جلال‌الدین افتادی و پس از سلام سردی او را عتاب کردی که حسام را نهادی تنها تا خصمان شمس و نابکاران به دلیل دل دادنش به تو بیازارندی؟! جلال‌الدین را رنگ رخساره نماندی و از عتاب حسامش لرزیدی و تاب از کف بدادی لیک زمانکی نگذشتی ... بیشتر بخوانید »

رابطه عاشقانه من و پدر

دکتر-بخشعلی-قنبری دویست استاندارد1

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند ساعت ۱۱ شب به سریال بسیار آموزنده خورشید شب در شبکه آی‌فیلم نگاه می‌کردم که از جایی به ... بیشتر بخوانید »

در غم یاران

باران

پارسال همین روزها استاد قرآن کریم و مداح با معرفت اهل‌بیت(ع) زنده بود و گاه صدایش را از گوشی موبایلم می‌‌شنیدم و چند کلامی سخن می‌کردیم و من از ارادت بی‌پایانم می‌گفتم و او هم با دقت تمام از دیدار دوستان می‌گفت لیک اکنون با همه ناباوری فقدانش را پذیرفتم اما هنوز شماره‌اش در تلفن همراهم موجود است… آه چه ... بیشتر بخوانید »

از دلایل محکم معاد در قرآن

از دلایل محکم معاد در قرآن

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَهٍ وَهِیَ خَاوِیَهٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى یُحْیِی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ کَیْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قَالَ ... بیشتر بخوانید »

قیامت عاشورا در روستای من؛ قراجه فیض الله

قيامت عاشورا در روستاي من؛ قراجه فيض الله 2

روز تاسوعا مردم روستای من هر چه در توان دارند در طبق اخلاص می نهند به گونه ای که هرکس هرچه دارد نثار اباعبدالله می کند و دو دسته عزاداری از دو مسجد به راه می افتند و تا ظهر سینه زنان همه جای روستا سر می زنند تا از نذری های مردم بهره ای ببرند و نذر دهندگان نیز ... بیشتر بخوانید »

ما و امت عاشورایی

ما و امت عاشورایی44

حسین هر چه داشت داد تا عدالت و آزادی و امنیت و رفاه و رستگاری را برای انسان به ارمغان آورد. او در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکرد. ما هم به پاس این همه رشادت یادش را گرامی می داریم و در دهه عاشورا همه چیزمان را نثارش می کنیم اما جا دارد این سوال را مطرح کنیم ... بیشتر بخوانید »

ملامت و فزونی درد عاشقی جلال الدین به حسام الدین

مولوی 1

یک روز جلال الدین و حسام الدین نصف روزی را در کنار هم بودندی و عیش ها کردند و اوقات خوشی داشتندی اما چون روز از نیمه بگذشتی و جلال برای بدرقه حسامش با او قدم ها زدی و حسام از رنگ و روی جلال رنجی مزه کردی و از علت آن پرسیدی و جلال هم سخنانی بر زبان براندی ... بیشتر بخوانید »

سر انجام مؤمنان از نظر قرآن کریم

سر انجام مؤمنان از نظر قرآن کریم

فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ ﴿۱۸﴾ به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است (۱۸) کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئًا بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۱۹﴾ [به آنان گویند] به [پاداش] آنچه به جاى مى ‏آوردید بخورید و بنوشید گواراتان باد (۱۹) مُتَّکِئِینَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَهٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِینٍ ﴿۲۰﴾ بر تختهایى ... بیشتر بخوانید »

تو را من چشم در راهم (مولانا در حسرت دیدار حسام‌الدین)

تو را من چشم در راهم (مولانا در حسرت دیدار حسام‌الدین)

در تاریخ آورده‌اند که جلال‌الدین روزها پی حسام‌الدین می‌جست اما کم می‌یافت. همین امر دل او را مویه کرده بود آن اندازه که تا دم‌دمای منزل حسام‌الدین سرها زدی اما چشم در راه ماندی و بازگشتی با حسرت تمام و آنگاه که با خود خلوت کردی سروده‌ها خواندی و به الهامی به حسام‌الدین گفتی من تو را با همه‌ام یاد ... بیشتر بخوانید »