دوشنبه , ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » مقالات (برگ 3)

مقالات

من و اذان موذن زاده اردبیلی

من و اذان موذن زاده اردبیلی

اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی برای من نیز مانند بسیاری از ایرانیان خاطره انگیز است. من که تیپ شهودی بالایی دارم به محض شنیدن صدای اذان این موذن صاحب ذوق دلم هوای دهه های پنجاه و شصت را می کند که در روستای قشنگ و پاکیزه مان به سر می بردم و همچنان تصور می کردم که همه عالم و ... بیشتر بخوانید »

سی سال همراهی با یک ناخن گیر

سی سال همراهی با یک ناخن گیر

نگه داشتن اشای قدیمی برای همه انسان ها مهم ولی برای افرادی که دارای تیپ شهودی اند مهم ترند. من از جمله کسانی ام که شهودی محسوب می شوند. دقیقاً یادم است سال ۱۳۶۶ تازه برای تحصیل به تهران و در دانشگاه نهران آمده بودم. وقتی برای دیدار خانواده به روستایمان رفتم پدر به من گفت که فردا شب باید ... بیشتر بخوانید »

اعترافات من

اعترافات من 4

در اسلام عزیز اعتراف انسان به درگاه خدا نه تنها جایز بلکه بسیار پسندیده است و به همین میزان هم اعتراف دربرابر خلق نه تنها غیرمجاز بلکه گناه محسوب می شود اما در عین حال اگر بیان اعترافات باعث بیداری دیگران و موجب سپاسگزاری از دیگران و باعث تنبه و بیداری خود انسان و احیاناً دیگر ابنای بشر بشود جایز ... بیشتر بخوانید »

چوپان نوجوان

چوپان نو جوان 2

در دهه اول زندگی ام هرگاه فرصتی دست می داد و من مدرسه نمی رفتم مجبور بودم گوسفندانمان را به چرا ببرم اما به شدت از گرگ می ترسیدم و در مواقع زیادی قبل از غروب آفتاب آنها را در حالی بر می گرداندم که هنوز سیر نشده بودند؛ زیرا گوسفندان وقتی سیر می شوند ایستاده یا خوابیده به نشخوار ... بیشتر بخوانید »

بهار بی نشاط در فقدان پدر

بهار بی نشاط در فقدان پدر 2

اکنون از ۶ دی ماه ۱۳۸۸ هشت سال گذشت و من از بهار همان سال دیگر بهار به چشم ندیده ام؛ زیرا همه بهارهای بعد از تو بی نشاط بودند و من دیگر مانند سال ۱۳۸۸ و سال های قبل از آن نشاط رفتن به روستای عزیزم را نداشتم و حتا یک بار هم که رفتم و از کنار خانه ... بیشتر بخوانید »

به دنبال پدر

مرحوم حاج عباس قنبری 1

ساعت یک بامداد ۱۴ آذرماه به خواب رفتم ظاهرا دو ساعتی در خواب عمیق به سر می بردم که خواب دیدم به روستای پدرم رفته و در منزل ایشان به سر می برم. چشم انتظار ورود پدر بودم که یک باره صدای زیادی از بیرون منزل به گوشم رسید سراسیمه از اتاق بیرون آمدم و آن قدر «آقا آقا» صدا ... بیشتر بخوانید »

صدای پای حسام

مولانا 2

در تاریخ آورده اند که جلال الدین در حال نگارش نامه ای به یکی از بستگان بود که چرتی بر او غالب شد. در میانه خواب و بیداری بود که صدای پا نهادن کسی به گوشش رسید و چون خوب تامل کرد دانست که صدای گام نهادن حسام عزیز اوست. لختی منتظر شد که برسد یکباره به ذهنش رسید که ... بیشتر بخوانید »

سردار حاج قاسم سلیمانی

سردار سلیمانی 3

سجده شکر بر زمین بساییم که خدا را بندگانی است که آسایش خود را در راحتی و امنیت خلق می دانند. سردار کم نظیر تاریخ ما حضرت سردار یگانه سرلشکر حاج قاسم سلیمانی اینک پوزه داعش خبیث را بر خاک مالید و ملل عالم را از خونخواری وحشیانه نجات داد. به رسم سپاس درودت می فرستیم سردار عزیز به یُمن ... بیشتر بخوانید »

اربعین تجلی انسانیت و ایثار

اربعین تجلی انسانیت و ایثار

تاریخ نشان داد که پیروزی هرگز منحصر به زمان حیات انسان نیست بلکه گذر زمان نشان خواهد داد که پیروز کیست و شکست خورده کدام؟ امروزه هیچ یادی از یزید و ابن زیاد و شمر جز به لعن و نفرین نمی شود اما ۲۰ میلیون انسان یک صدا تا سر حد جانبازی حسین می گویند و به عشق او پای ... بیشتر بخوانید »

پدر و باغ ویلا

پدر و باغ ویلا 2

شب یکشنبه مورخ ۷ آبان ۱۳۹۶ دم دمای صبح درست ساعت ۵ بیدار شدم و لختی اندیشیدم تا خوابی را که دیده بودم به یاد بیاورم. در خواب دیدم که با پدر گرامی رفتیم به باغی که قبلاً باغ زردآلو بود. رسیدیم به آنجا دیدیم که همسایه سمت راستمان دانشگاهی درست کرده و از بچه‌های روستا خواسته تا در آنجا ... بیشتر بخوانید »