چهارشنبه , ۲۹ اسفند ۱۳۹۷
جدیدترین اخبار
خانه » اخبار » فرهنگی

فرهنگی

تولد مکرر مولا علی(ع)

ب

اولین بار تولد مکرر را در کتاب مواعظ[۱] مایستر اکهارت خواندم. وی در آنجا بهترین انسان را کسی می‌داند که هر روز هزار بار بچه به دنیا بیاورد. در این زاییدن زن و مرد یکسان‌اند. بعد اکهارت تصریح می‌کند که مراد از زاییدن، دعوت خدا به قلب است. این تولدهای مکرر در نسبت به علی(ع) را می‌توان در موارد ذیل ... بیشتر بخوانید »

اعترافات من

ق

در این صورت موجب گسترش منکرات نخواهدبود. از این جهت این بنده ناتوان ضمن اعتراف به ضعف و ناتوانی اش پاره ای از کرده های ناروای خود درطول زندگی اش را بیان می کند تا هم تحولات بعدی در رفتار این بنده خدا آشکار گردد و در عین حال باعث عبرت آموزی دیگران شود تا آدمیان بدانند که په پدیده ... بیشتر بخوانید »

باران حکمت

تشکر

باران حکمت (سپاس به خاطر اتمام تفسیر حکمت های نهج البلاغه) باران حکمت، سپاس به درگاه بی نیاز نگاهم به آسمان افتاد ابرهای کرامت همه جا را گرفته بودند. زمین سخت تشنه بود. ابرها نظاره می‌کردند بر زمین تشنگی همه جاری بود. ابرها رقصی کردند و در طی چهار سال باران نم‌نم و به تناسب باریدن گرفت در طول این ... بیشتر بخوانید »

یک جرعه شادی

ق1

یک جرعه شادی بگذار شادی را مزه کنم و چرا چنین نکنم که خدایم مرا می‌خواند به شادی آی مردم! کدام کس پیام خدایم را غمگنانه کرد وای تشنه جرعه‌های ادیم شادم دارید که خدایم چنین خواسته بگذارید به خواسته خدا ارج به خنده‌هامان درود فرستیم بگذاریم لبهامان شاد باشند و زیست شادمانه را به قلب‌هامان فرستند من شادتان خواهم ... بیشتر بخوانید »

زنی که اگر مرد بود، به جای رسول االله بود

زنی که اگر مرد بود، به جای رسول االله بود

امام خمینی(ره) در سخنرانی‌های متعدد خود به فضایل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها‌اشاره کرده‌اند، از جمله حضرت روح الله در یکی از بیانات خود در این رابطه می‌فرمایند: «تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است، در فاطمه زهـرا (س) جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است. یک زن روحانی، یک ... بیشتر بخوانید »

… و من بی‌تاب (بی‌تابی جلال در دوری حسام‌الدین)

مولا

سقف آسمان کوتاه بود و جلال در تب دوری سوزان و تاب جدایی نداشت و نمی‌دانست کجا رود! که را جوید که بوی حسام دهد! اگر کسی درد عشق و دوستی را نچشیده باشد چه می‌داند که جلال چه می‌گوید و سخن از دوری گفتن چه معنایی دارد. اما راقم این سطور در دوران جوانی، دوستی داشت به نام محمد ... بیشتر بخوانید »

در کوچه‌باغ‌های روستای من

ق

شگفتا وقتی از کوچه‌باغ‌های روستایم سخن به میان می‌آورم بی‌اختیار اشک از دیدگانم سریان می‌یابد و ناخودآگاه دلتنگ آن ایام می‌شوم و دلم به ۴۰ سال پیش پر می‌کشد و خود را در آن دوران می‌بینم. در آن روزگاران روستای ما کوچک بود و به دو محله تقسیم می‌شد و محله من کوچک و محله دیگر اندگی بزرگ بود و ... بیشتر بخوانید »

آستان نگاه (مولانا در فراق حسام)

روز عُرس مولانا 3

در تاریخ حیات مولانا آورده‌اند که حسام را حالت کدر گشت از دست مولانا و مدتی را در فراق جلال‌الدین سپری کردی. به تبع دل مولانا نیز سخت تنگ گشته و دلتنگ دیدار شد و تاب نیاوردی تا اینکه دست به دعا به درگاه الاهی گشتی و از خدا خواستی که: «خدایا بیمارم کن و این بیماری بر گوش حسام‌الدین ... بیشتر بخوانید »

آستان نگاه (مولانا در فراق حسام)

حسام‌الدین غرق در جلال‌الدین مولوی بود اما جلال نیز خود را مستغرق حسام‌الدین کرده بود. با وجود این هر از گاهی میان این دو عزیز حوادثی رخ می‌داد و در ذهن حسام می‌گذشت که جلال‌الدین او را با سایر شاگردان و باریافتگان بارگاه یکی می‌داند. از این رو حسام ساعات و بعضاً روزها غیبت همی کردی و به دیدار جلال ... بیشتر بخوانید »

حیدری و صلوات بر پیامبر(ص)

الگوگیری نسل جوان از رابطه

یادش بخیر که با حاج عباس حیدری در سال ۶۷ در مشهد مقدس با اتوبوس که برمی‌گشتیم و نزدیک حرم که می‌شدیم با صدای دلنشین و زیبایش می‌خواند که صلوات را خدا گفت رسول بارها گفت صل علی محمد صلوات بر محمد. انگار همین حالا در گوشم زمزمه می‌کند! حیدری ما را با عالم انسانیت و ایثار آشنا کرد و ... بیشتر بخوانید »